ما تماشاچیانی هستیم،

که پشت درهای بسته مانده ایم!

دیر آمدیم!

خیلی دیر...

پس به ناچار

حدس می زنیم،

شرط می بندیم

شک می کنیم...

و آن سوتر

در صحنه

بازی به گونه یی دیگر در جریان است!

مرحوم حسین پناهی



دم به کله میکوبد و

شقیقه اش دو شقه میشود

بی آنکه بداند

حلقه آتش را خواب دیده است

عقرب عاشق…..

 

مرحوم حسین پناهی



پشت شیشه ی سیگار فروشی نوشته شده بود


بهمن تمام شد


آزادی نداریم


تـــــیر موجود است


مرحوم حسین پناهی