تبلیغات
اهل درد - مطالب ابر شعر



این جمعه که بیایی آخ که چه ها شود

این جمعه که نیای دلم باز سوی جمکران رها شود

برای دیدنت مسیر نرگسی بارون میکنم، گل نرگس

آقاجون این جمعه که نیای هزارتا جمعه سر راهت میشینم

خسته شدم از دل گرفته های عصر جمعه ها

آقاجون این جمعه که بیای چه ذوقی کنه طفلک دلم






امشب است آن شب كه شادى بر در دربار عشق حلقه مى‌كوبد كه عقل آمد پى دیدار عشق 

ساقیا لبریز كن امشب ز مى پیمانه را تا به مستى پرده بردارم من از اسرار عشق 

زن‌ها، سینه چاكان، سینه سرخان را بگو دست افشانى كنید آمد سپه‌سالار عشق 

تا كه سازد پرچم خودكامگى را سرنگون زد قدم در ملك عالم میر و پرچمدار عشق 

نقطه پرگار هستى گر حسین بن على است آمد از ره پاسدار نقطه پرگار عشق 

تا دهد سرمشق جانبازى به جانبازى ما آمد آن جانبازى قطعه قطعه پیكار عشق 

آن كه با تیغ كجش شد قامت اسلام راست آمد از ره تا ببوسد سنگر ایثار عشق 

تشنه لب رفت و برون شد تشنه و لب تشنه كرد جان شیرین را نثار مقدم دلدار عشق 

بر سر پیمان نشست و با عدو پیمان نبست داد سر با سرفرازى تا كه شد سردار عشق


   روز جانباز بر تمامی جانبازان و جان برکفان ولایت مبارک باد





برچسب ها : ولادت ,  حضرت عباس ,  حضرت ابوالفضل ,  شعر , 

دسته بندی : شعبان ,  مناسبت ها ,  شعر , 





ای مانده در قنوت شهادت امام عشق
ای از تبار زخم عبادت امام عشق
می كرد در نماز غزل های آبیت؛
تصویر اشك از تو روایت ، امام عشق
دل می زنندبا تو به دریای نافله 
نیلوفران وحی ولایت،امام عشق
تا پركشان لاله ی روییده در نسیم 
كرده ست باور تو قیامت امام عشق
خورشید جان سپرد در آغوش چشم هات 
وقتی شدی شهید شهادت امام عشق
می خوانمت به لهجه ی عریان آفتاب
می جویمت به شیوه ی عادت امام عشق
تادردلت روایت مهتاب جاری است 
داریم التماس دعایت ، امام عشق





برچسب ها : رحلت ,  شعر ,  امام خمینی ,  رحلت امام خمینی , 

دسته بندی : شعر ,  مناسبت ها , 


بسم رب الشهدا و الصدیقین

به جای آنكه همه سال سوی مكه روید                     

به جاست گر نظری نیز سوی فكه روید


مگر نه آنكه حسین از حجاز بیرون زد                     

اقامه كرد نمازی كه سجده در خون زد


هنوز بوی شهید از هویزه می آید                          

 صدای ناله ی قرآن ز  نیزه مِ آید


شب شهادتم اسپند و عود برگیرید                          

زه نعش سوخته ام بوی دود بر گیرید


اگر چه در سفر من عطش فراوان است                   

چه باك بدرقعه ی راهم آب وقرآن است


فرشتگان عطشم را به آب میشویند                        

غبار نعش مرا با گلاب میشویند

«آقاسی»

تا خدا هست.........میتوان شهید شد




برچسب ها : شهدا ,  شعر , 

دسته بندی : شعر ,  شهدا , 


بسم رب الشهید


این سبكبالان كه تا عرش جنون پر میكشند

آفتاب وصل را چون صبح در بر میكشند

از دم تیغ شهادت  باده جوی وصلتند

نیل اگر گردد بلا لاجرعه اش سر میكشند

هر مقام عشق را موقوف زخمی ساختند

بی سران در هفت شهر عاشقی سر میكشند

آفتاب دیگرند اینان كه روز خصم را

تیره میسازند چون از كوه سربر میكشند

عرش با فریاد هاشان هم نوایی میكند

تا كه از دل نعره‌ی‌ الله اكبر میكشند

آذرخش خشم اینان آتش قهر خداست

بیشه زار بت پرستی را به آذر میكشند

فصل دیگر میگشایند از كتاب كربلا

عشق را با جوهر خون نقش دیگر میكشند




برچسب ها : شعر ,  شهدا , 

دسته بندی : دفاع مقدس ,  شعر ,  شهدا ,